|
باورش کردم اما با قطره قطره شدن وجودم به جاش حالا زندگیم مال خودم شده
|
تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند ودلهایی که انها را راندند
تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی انها را بست
زندگی شبی ست,عشق سیبی ست و وای بر حال ان که در عشق
پای بند نظم وترتیبی ست,و اما تو,قرار نبود ان وقت های تو جایشان
را با این وقت های من عوض کنند.قرار نبود عشق هم مثل گیلاس,بوسه
عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد.قرار نبود کسی سحتش باشدبگوید
دوستت دارم
قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند,قرار نبود هر چه
قرار نیست باشند قرار بود هر کس به هوای نشکستن دل خودش بماند
قرار نبود هر چه قرار نیست باشد قرار تنها بر بیقراری بودو بس
گمان نمیکنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد اما یقین دارم که کودک
دلت کمتر از پیش بهانه ی لالایی های شعر گونه ام را می گیرد.مهم نیست
فقط یک چیز یاد همه بماند,اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد تنها می نوسم
خودت خواستی تقصیر من نبود,زیر سایه ی امن ترین سایه بان هستی
دلواپسی های یکدیگر باشیم.
اینو فقط واسه خودت نوشتم یادته![]()
فرصت لبخند را تمدید کرد
کاش می شد از میان لحظه ها
لحظه دیدار را نزدیک کرد...
