تبليغاتX
یه زمانی پوچ بود حالا زندگی زندگی من
باورش کردم اما با قطره قطره شدن وجودم به جاش حالا زندگیم مال خودم شده

 

 خدایا تنهام! تنهام! تنهام

 

  در کوچه ی خاطره عشق نا تمام ماند در 50 قدمیت بودم که چنان طعنه ای زدی که

 

  فهمیدم

 

 هنوز عاشق نشده ای. هنوز معنی وجود مرا نفهمیدی... هنوز درک روزهای با هم بودن

    را

 

  نچشیدی ... هنوز وقتی کنار کوچه خاطره می ایستم یاد عشق بازیهای بچه گانه ام می   

   افتم

 

  یاد روزهای شیرینمان کاش هیچوقت تمام نمیشد کاش در پس گوچه های شهرمان لااقل

 

   عطری از ان همه وفا می ماند اما افسوس!!! و من فقط توانستم ان را حس      

   کنم...............

 

   به یاد دخمه ی باریکی(دونا)   که من و تو شهری برای خودمون راه انداخته بودیم بیفت

    که هر  ثانیه

 

   و لحظه با هم خاطره ای داشتیم کاش تمام  نمی شد به یاد پشه هایی که به جای

    شاپرکها

 

   دورمان می چرخیدند و خلوت ما رو بهم می زدند !!! ما دو در گوشه ای که شاید

   هیچ  وقت

 

  جای هیچ کس را تنگ نمی کرد نشسته بودیم مگر جایی برای ما در این دنیا وجود

    نداشت نه

 

   حالا که دارم فکر می کنم می بینم من و تو مال هم نبودیم اما این مال من نیست این

    حرف من

 

   نیست این کار روزگار بود که دستهای من و تو را از هم جدا کرد..........

 

   می دونم فکر می کنی من از سر لجبازی و هر چه بد و بد می گویم نمی خواهم باز هم

 

    بگویی

 

   تقصیر تو بود اما تنها رویای خوابهای تعبیر نشده ام !!!!!!!!!! تو به من بد

   کردی تو  حتی

 

   فرصت حرف زدن را به من ندادی تو حتی در ثانیه های بی کسیم مرا پس زدی چطور

    تو  را

 

   خواهم بخشید چطور!! می خواهم خودت بگویی من با تو چه کردم که این چنین گناه

    سنگینی

 

     را بر دوشم نهادی؟؟؟ چرا با من این چنین کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 22:29  توسط سپیده   | 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم        انتظار-تو.بلاگفا          دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 12:26  توسط سپیده   | 

 اين جمله امروز چقدر خالي ست ! روزي اين جمله تمام حال مرا بازگو مي كرد .واژه واژه

 اش بوي تنهايي مرا تمام و كمال مي پراكند . امروز اما ، دل تنگ بودن معنايي ندارد ! حس

 امروز من دلتنگي نيست. انسان براي آنچه كه اكنون ندارد ، اما ديروز داشته است و فردا شايد

 داشته باشد دل تنگ مي شود . من امروز تو را ندارم ، درست ! اما ديروز و ديروز و صدها

 ديروز ديگر هم نداشته ام و براي داشتنت هيچ فردايي متصور نيست ! داشتنت خاطره ايست آن

  چنان كه ديگر به افسانه هاي هزار و يكشب مي ماند و از سوي ديگر محالواره ايست براي

  فردايي كه به جادوي هيچ غول چراغي ، هرگز نخواهد آمد !! به من حق بده كه دلتنگ نيستم .

  من اصلا هيچ نيستم ! هيچ ندارم ! احساسم تكه تكه شده و تصاوير معوج اين آينه تكه تكه به

 هيچ چيز شباهت ندارد . ما به يك گم شدن نياز داشتيم ، بدون فكر كردن ! در لا به لاي برفهاي

 تقدير كه بر سرمان مي باريد . ما بايد به هم فرصت حرف زدن مي داديم .بايد شجاعت شنيدن

  را حفظ مي كرديم ،چنان كه شجاعت گفتن را ! اما ما چه كرديم ؟! از هم فرار كرديم ! يا به

  عبارت بهتر از خودمان گريختيم ! منطق دودوتا چهارتاي مان را به كار گرفتيم و دل بيچاره

 تعطيل شد !! خواستيم متهمي پيدا كنيم .زمين و آسمان در پيش چشمان ما به شكل «مظنونيني

 هميشگي» درآمدند كه دستهاشان ، خائنانه ، دستهاي ما را از يكديگر جدا كرده بود !بعد هم

 وقتي ديديم دستمان به جايي بند نيست ، بند كرديم به خودمان . نازنين روزهاي خوش علاقه !

 تمام قصه همين بود ! ما خيلي به هم بدهكاريم . ما به خودمان هم خيلي بدهكاريم ! هزار بهانه

  جور كرديم تاديگر بهانه هم نباشيم ! غافل از اينكه گريه هاي بي بهانه ، بر خاك مي ريزند و

 گريه هاي بهانه دار بر شانه ! و اين تفاوت زمين است و آسمان !! آرزوي ديروز فراموش

 ناشدني ! تو ديگر آرزوي من نيستي !! هيچگاه دلم پايش را از گليم خودش درازتر نكرده

 است ! آرزوي محال داشتن مثل اميد بستن به سراب ست كه تنها عطش را مي افزايد .آرزوي

 امروز شايد گريستني باشد بر دامان پرمهرت آن چنان كه سخن را مجالي نباشد و تنها اشك

  باشد

  و اشك و بس ! مي بيني كه ! اين هم كم محال نيست !! شهدخت قصر غزلهاي غاشقانه ام !

 غزلواره زندگي ما دو سه بيت كم آورد ! سيلاب فاجعه آن چنان مرگبار بود كه طومار

 عاشقانگي پيچيده شد ، نا تمام ! ما بايد آن را با هم تمام مي كرديم . همان طور كه با هم آغاز

 كرديم و ادامه داديم . چه اين غزل ، غزل من نبود ، غزل تو هم نبود ، غزل ما بود ! اما ما نه

 خواستيم و نه توانستيم « به سرايش اين شعر نا تمام » دست زنيم . چه ديگر دست مشتركي

 باقي نمانده بود !هجوم طوفان دستهاي ما را از هم جدا كرده بود …. چقدر ترانه يغما (1)

 زيباست : گريه كردم گريه كردم ، اما دردمو نگفتم تكيه كردم به غرورم ، تا ديگه از پا نيقتم

  چه

 ترانه بي اثر بود ، مثه مشت زدن به ديوار اولين فصل شكستن ، آخرين خدانگهدار ! من به قله

  مي رسيدم ، اگه هم ترانه بودي صد تا سد رو مي شكستم ، اگه تو بهانه بودي …اگه تو ترانه

  بودي …اگه تو بهانه بودي … اما ما نخواستيم هم ترانه بمانيم ، ما بهانه مان را گم كرديم و

  پشت سد و پاي كوه آخرين خدا نگهدار را هم از يكديگر دريغ كرديم ! بهانه ی زندگی ! اينهمه

  دليل براي نداشتنت بس نيست ؟!!

                   

                                  واسه همه اونایی که دستاشون جدا از دستای همدیگس

 

 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 15:14  توسط سپیده   | 

 

 

 خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل

   قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه

   خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده

  خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده

  خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی

   خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده

    قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن

    رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن

     قول داده ؟

     ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده

     خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو

     قول داده . عجب روزی می شه اون روز

     پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که اوجاودانه است و بس

     نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه

     اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده

     زياد تو دست انداز نمون

     وقتی حس کردی به اون چيزی كه می خواستی نرسيدی خدا رو شکر کن چون اون می   

     خواد

      تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده

    يادت باشه تو نمی تونی كسی رو به زور عاشق خودت کنی

    پس تنها كاری که می تونی بكنی اينه که شخصی دوست داشتنی باشی و در نظر مردم 

     باارزش و شريف جلوه کنی

    بهتر اينه که غرورت رو بخاطر عشقت فراموش کنی تا عشقت رو به خاطر غرورت

    هيچ وقت يه دوست قديمی رو ترک نكن چرا که عمرا بتونی کسی رو پيدا کنی كه بتونه

      جای اونو بگيره

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 14:50  توسط سپیده   | 

 

 

 

اگه مردم واسه تو بهم نریزه عالمت ..سربلندی که بخاطر تو مرده مریمت

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 12:59  توسط سپیده   | 

سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خسته

 

یادت نمی یاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم

 

با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم

 

نشکن دلمو بخدا اهم می گیره دامنت وعاقبت یروز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کارت این دل عاشق شب و روز

 

دیوونه نکن دلم و اهم می گیره دامنت عاقبت یروز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

 

نگو بی خبری نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کارت این دل عاشق شب و روز

 

 

                                                   محسن چاوشی و یگانه

 

 

                      نشکن دلمو......

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 22:40  توسط سپیده   | 

 

انتظار تو در کوچه های سرد و خاموش شهر من.....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 18:55  توسط سپیده   | 

 

  پرسیدی اگه یه روز مال هم نباشیم وقتی از کوچه ی خاطره هامون رد   میشم 

  به یاد چی می افتم؟

   می دونی یاد چی می افتم؟

    یاد یه کوچه پر خاطره

    یه کوچه پر معنی و مفهوم واسه ما

     یه کوچه که پر شده از عطر دلتنگی ها و شادیهامون

      یه کوچه که وقتی باهات خداحافظی می کردم

      ۱۵۳   قدم و به امید دیدن دوبارت قبل از اینکه بری تو مجتمع با شورطی   می کردم

     یاد تمام لحظه های با تو بودن

    یاد زنده بودن و زندگی کردن

     یاد برگهای زرد کف خیابان

      یاد گرمی دستانت در میان دستم در زمستان

      یاد عشق

     و

     یاد

     آهنگ

     رنگ

      شعر

     خاطره

      دلتنگی

      اشک

       لبخند

       ...........

   کوچه باغی بود پر ز خاطره و عطر یار

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 18:36  توسط سپیده   | 

  از من پرسید:

         

                      برای چه زنده ای؟

 

   گفتم:برای چه می پرسی؟

 

 

   گفت:هیچ::: می خواهم بدانم.

 

 

    در حالی که در قلبم فریاد می زدم "برای تو"

 

 

    گفتم: هیچ!

 

      پرسیدم:

 

          تو برای چه زنده ای ؟!

 

      گفت:

 

           من برای کسی که برای هیچ زنده است زنده ام.

 

 

 

   عمر ادمی یک نفس است

 

              ان یک نفس از برای یک همنفس است

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 18:16  توسط سپیده   | 

 هنوزم تو شبهات اگه ماه و داری

 

 من اون ماه و دادم به تو یادگاری

 

 نمیدونم بمونم یا برم ..نمیدونم زندگی کنم یا نکنم ..............

 

 

 تو این دنیا اخه مگه من کی و دارم (می دونی که با توام ).............

 

 

 میدونم که بهترینم تویی اگه بگی بمیر میمیرم اگه یه اشاره بهم کنی خودم

 

 

 میشم فدات اما اگه بگی دوسم داری باور نمی کنم می دونم ازم دلخوری

 

 

 میدونم در حقت یه عالمههههههههههههههه بدی کردم اما می تونی منو

 

 

 ببخشی چون یه مادری چون نفس سپیده ای اینا رو گفتم چون می دونم از

 

 

 سر کنجکاویتم که شده میای تو وبلاگ حقیرت و این و می خونی

 

 

 از من به همه شماهایی که لطف می کنیدو وبلاگ منو می خونیدو نظر میدید

 

 

 بهترین روزای زندگیتون و با اون باشیدو قدر زیباترین گوهر زندگیتون بدونید

 

 

 اینم شعری که واسه خودت گفتم می دونم قبلا واست خوندمش اما بازم هزار بار

 

 تکرار می کنم

 

  دوست دارم اندازه تموم اسمون عشق

 

 

  دوست دارم به پاکی چشمای ناز خوشگلت

 

 

  دوست دارم به سبزی سبزترین بهار عید

 

 

  دوست دارم به ابی قشنگترین عشق بازیات

 

 

  دوست دارم تا عمق چشمک بازیات

 

 

 دوست دارم مادر من.. تو زندگیم تو رو دارم

 

 

 تو این دو روز هستیم فقط تویی کنار من

 

 

 تو که نیستی ببینی بی تو چه زجری می کشم

 

 

 فاصله هامون بگو که دیگه  طاقت ندارم

 

 

 خودت می دونی عزیزم هر نفسی که می کشم

          

                  

                                         بخاطر تو بودو بس

 

 تو این زمونه فریب بی تو چه اهی می کشم

 

 

 بی  تو...بی چشای تو ..کلی غریبی می کشم

 

 

 فقط می تونم بگم بهت محتاجم (مادرم)

 

 

 نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 23:25  توسط سپیده   | 

دلم گرفته نازنینم کاش بودی اما هر روزی که میگذره ازت دورتر میشم چرا..............

 

در کوچه های سرد و خاموش شهر من  هزاران صدای خوش زنده

 

با هزاران گام خسته و برهنه می گذرد در کوچه های سرد و خالی  شهر من

 

صداست که منتظر است

 

خاطره ها به خواب رفته اند

 

و من هنوز منتظر پشت پنجره بسته به

 

                                           انتظار نشسته ام       

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 19:30  توسط سپیده   | 

 

 حالا که رفتنی اما کوله بار خاطره

 

  نمی خوام حتی بیای یه لحظه  پشت پنجره

 

  این روزا راه منو تو عزیزم جدا شده

 

  سهم من از عشق تو گریه بی صدا شده

 

                          

                                       من کاری ندارم با اشکای تو

 

                                        من نمیمیرم دیگه برای تو

 

                                        من نمیریزم اشکی به پای تو

 

                                         من خسته شدم دیگه به جون تو

 

                                          من جون سپردم توی زندون تو

 

                                           من می خوام برم دیگه بدون تو

 

 

 این یه تیکه از شعر افشین که من خیلی دوست دارم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 11:54  توسط سپیده   | 

سلام به همه ی دوستای خوبم

 

  دوباره یه اپدیت دیگه و نظرای شما خوبان

  دلم می خواد مثل گذشته همراهم باشید.........

man bazam omadammmmmmmmmm

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 11:51  توسط سپیده   |