تبليغاتX
یه زمانی پوچ بود حالا زندگی زندگی من - زندگی من
باورش کردم اما با قطره قطره شدن وجودم به جاش حالا زندگیم مال خودم شده

 سلام دوستای گلم

 

 خیلی وقته که باهاتون درد دل نکرده بودم

 

 راستی از همتون یه سوال دارم خواهشا جوابمو بدین.

 

 راستی زندگی یعنی چی ؟؟؟

 

 راستی عشق یعنی چی؟؟

 

 و راستی که دوست داشتن چیست ؟؟

 

 دلم می خواد یکی جواب این سوالای منو بده یکی که بتونه با جواباش منو قانع

 کنه

 

 اینم بگم قانع کردن من خیلی سخته ..می دونی واسه چی؟؟ واسه اینکه همه بهم

  می گن تو احساس نداری

 

 وقتی مامان ادم بگه تو بی احساسی از بقیه نباید توقع داشته باشم

 

 اخه می دونین چیه من اصلا نمی تونم دل ادمارو بدست بیارم اما همه رو به

 اندازه ی خودشون دوست دارم

 

 دوست داشتنم از سر محبتم و اطرافیانم هم  بخاطر خل بازیام  و شیطنتام دوسم

 دارن ...

 

 ولش کنین اصلا بی خیالش ..می دونین من به چی معتقدم به اینکه خوشحال

 زندگی کنم من یه مدت خیلی

 

 افسرده بودم اصلا حال خوم و نمی فهمیدم از دوستام دور شده بودم  نمی خواستم

 هیچکی و ببینم

 

 حتی به پرده سفید  اتاقم پارچه مشکی زده بودم که نور اذیتم نکنه درست 1 ماه

 از خونه بیرون نرفتم

 

 اما امسال عید با پا قدم خودم سال خوبی و واسه خودم واسه دوستام واسه

 خانوادم وبهترین گل

 

 زندگیم مامانیم ارزو کردم الانم گوش شیطون کر خوشحالم از زندگی حالا دیگه

 مبارزه ای نیست

 

 که بخوام بخاطرش بجنگم..خلاصه اینم از زندگی من

 

 زندگی اونجورام که فکر می کردم بد نیست شما هم با روی خوش به زندگی نگاه

 کنید ..

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:54  توسط سپیده   |